دروغ می گویند
که رفته ای . . .
تو . . . .
هنوز هم ؛ موهایم را
اگرچه با باد
اما نوازش میکنی
پروانه احساسم در دام عنکبوتی افتاد که عنکبوتش سیر است . . . !
.
.
.
نه میتوانم پرواز کنم و نه میتوانم بمیرم . . . !
مرا اینگونه باور کن...
کمی تنها
کمی بی کس
کمی از یادها رفته
خدا دیگر کجا رفته؟
نمیدانم مرا آیا گناهی هست؟
که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست....

گفتم خدا از همه دلگیرم، گفت حتی از من؟
گفتم خدایا دلم را ربودند، گفت پیش از من؟
گفتم خدایا چقدر دوری، گفت تو یا من؟
گفتم خدایا تنهاترینم، گفت پس من؟
گفتم خدایا کمک خواستم، گفت از غیر من؟
گفتم خدایا دوستت دارم، گفت بیش از من؟
گفتم خدایا اینقدر نگو من...
گفت: من توأم تو من....
خدایا آیا تو هم مرا نمی بینی
درست است که من حقیرم، کوچکم، گناهکارم
ولی روح خود در کالبد من دمیدی
خدایا خدایا این حقیر را دریاب
خدایا دلم گرفته
خدایا دلگیرم
خدایا به بزرگیت قسمت میدم نگذار
دلم بشکند.........
![[تصویر: z0a31d574o1ds75fqc83.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/z0a31d574o1ds75fqc83.jpg)
مرد سرت رو بالا بگیر از چی خجالت میکشی؟
خجالت را باید کسانی بکشند که نان را از سفره تو دزدیدهاند
و حساب بانکی شان را در کشورهای دیگر پر کردند.
خجالت را باید کسانی بکشند
که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند
و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند!





